تبليغاتX
...عاشق تر از من چه کسی... -

...عاشق تر از من چه کسی...

    

با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم...

امیدوارم که حال همگی شما خوب باشد...

من واقعا معذرت می خوام که زودتر از اینها نتونستم براتون بنویسم و یا حتی جواب کامندتون را بدم ( نظرهاتون را میگم...) آخه امتحان هایم شروع شده باید ببخشیدا...

یه خواهش کوچیک از شما دارم که برام دعا کنید....

خوب امروزمی خوام براتون یه متن با مزه ای بنویسم که می دونم خیلی خوشتون میاد...

در مورد مچگیری تو چت کردن ... خوب این ها را خوب بخونید ...

راستی اگه در این زمینه ها براتون این جور اتفاقی افتاده یا دیده اید یا براتون گفتند حتما در نظرها بنویسید....خوشحال میشم....

پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟

دختر: سلام. خواهش مي كنم

asl Plz?

پسر:تهران/وحید /وشما؟

دختر:تهران/نازنین

پسر: چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.

دختر: مرسي!شما مجردين؟

پسر: بله. شما چي؟ازدواج كردين؟

دختر:نه منم مجردم

راستی تحصیلاتتون چیه؟

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه آمریکا دارم.شماچی؟

دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيك از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر:چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.

دختر : مرسي. منم همين طور.

راستي شما كجاي تهران هستين؟

پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس.شما كجاي تجريش مي شينين؟

پسر: خيابون دربند. شما چي؟

دختر : خيابون دربند؟ كجاي خيابون دربند؟

پسر : خيابون دربند. خيابون...... كوچه......پلاك....شما چي؟

دختر: اسم فاميلي شما چيه؟

پسر: من؟ حسيني! چطور؟

دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي كشي چت مي كني؟تو كه گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مكانيكي رو ول كردي نشستي چت مي كني؟

پسر:عمه ملوك شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين........

دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!

پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميكّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!

دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد.

باي پسر: باشه عمه ملوك! باي

شاد باشید....

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 17:42  توسط   |