تبليغاتX
...عاشق تر از من چه کسی... -

...عاشق تر از من چه کسی...


  تقدیم به زهرا خانم       

 

با سلام خدمت تمام دوستان عزیزم...

امیدوارم که حال همگی شما خوب باشد.امروز می خوام برای یه عزیز دردونه یه مطلب بنویسم...

خودش می دونه...آره برای تو دارم می نویسم .آخه بهت قول دادم که برات بنویسم...

پس خوب بخونش...

ازپنجره کوچک وتنهایی ام باتوحرف میزنم...

ازپشت دلتنگیهایم هرشب با قایق غمهایم دررودخانه اشکهایم برای یافتن تو

تاانتهای ظلمت پارومیزنم.

 چشمان زیبای تو ازلابلای درختان چشمک میزنندوچشمک زنان قصه امیدواری

 رامیگویند ، اماقلب من مدتهاست شبهارابه خودندیده ، آرزومیکنم یابمیرم ویا

 اینکه فقط توراببینم .......

برای تو می نویسم که با محبت خود قلب یخ کرده ام را گرما بخشید.

گفتارت صادقانه و بی پیرایه به نظر می رسد.

با هر حرکتی از عقربه های ساعت احساس می کنم قلبم بیشتر به تو نزدیک می شود و من بیش از پیش تو را دوست دارم.

کاش تضمینی برای پایداری این دوستی وجود می داشت.

شعله های دوستی تو قلبم را گرم می کند و نگرانی به آن سرما می بخشد.

اکنون نگرانی ام از باب دوستی نیست, من نگران اینم که نکند این دوستی سبب شود دل دیگری به درد آید.

دوست ندارم به خاطر حضور من قطره اشکی روی گونه ای بلغزد.

اگر اینگونه باشد تمام هستی ام را به آتش می کشم تا دیگر منی وجود نداشته باشد که بخواهد قلبی را بشکند.

شکستن آسان است اما پیوند کار هر کسی نیست. . . .

چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گرمي دل تو را, از همين فاصله ها که ميان ماست، مي شود احساس کرد 

 گرچه من ديگر نميبينم گل روي تو را خاطراتت را در اين غم خانه مهمان ميکنم ...

 

 تنها چیزی که از ما باقی می ماند خاطره ایست...که با ان زندگی کرده ایم و در قاب خالی

دلمان به ان جا داده ایم کاش می شد خاطره را تصویر کرد ...

            تو اونجاومن اينجا امان از درد دوري
            من ماندم و روياها نه شوق ونه سروری
            امان ازدرد دوري امان ازدرد دوري
            دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروري
            تاكي خداي عالم تاكي غم صبوري
            امان ازدرد دوري امان ازدرد دوري
            هجرت اجباری اگه از تو جدا كرده منو
            خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
            همش به خودامید میدم به طفل دل نويدمیدم
            می گم تموم شدحادثه فصل رهايي می رسه
            امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
            دورازتو نالة غمت در دل من شکفته
            اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
            خدامی دونه بی تومن یک روزخوش ندیدم
            گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
            امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری 

 

اگر پرنده ای را دوست داری رها کن ...

اگر عاشقت باشد بر می گردد و اگر نباشد هیچ وقت نمی آید


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 13:15  توسط یوسف رعیت پیشه  |