نوشته هاي عاشقانه ام تمام شد چون عشقم هرچند پاك بود اما پذيرفته نشد هرگز پذيرفته نشد و من ماندم
و يك عالمه حسرت و گاهي سوالاتي كه ديگر فرق نمي كند اگر جوابشان را بدانم در آخر وصيتنامه فريدون
فروغي رو مي گذارم براي آخرين پست وبلاگ او گفته بود :
بگوييد بر گورم بنويسند:
زندگي را دوست داشت
ولي آن را نشناخت
مهربان بود
ولي مهر نورزيد
طبيعت را دوست داشت
ولي از آن لذت نبرد
در آبگير قلبش جنب و جوشي بود
ولي کسي بدان راه نيافت
در زندگي احساس تنهايي مي نمود
ولي هرگز دل به کسي نداد ( كاش من هم دل به كسي نداده بودم ، كاش )
و خلاصه بنويسيد:
زنده بودن را براي زندگي دوست داشت
نه زندگي را براي زنده بودن...

یادمان باشد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم
یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 17:30  توسط یوسف رعیت پیشه
|
